احكامي بر هنر كانسپچوال( 1969م)
نويسنده: سل ل ويت

- هنرمندان كانسپچوال بيشتر عارف هستند تا عقل گرا. آنها به نتايجي مي رسند كه منطق نمي تواند به آن برسد.
- قضاوت ها و داوري هاي عقلاني، قضاوت هاو داوري هاي عقلاني را مكرر مي كند.
- قضاوت ها و داوري هاي غير منطقي، هدايت كننده به سمت تجربه اي جديد هستند.
- هنر فرمال بنيادا عقلاني است.
- افكار غير عقلاني بايد مطاقا و منطقا پيگيري شوند.
- اگر هنرمند عقيده اش را در مرحله اجراي قطعه هنري تغيير دهد، او با نتايج حاصل از كار مصالحه كرده، و نتايج گذشته را تكرار مي كند.
- خواست هنرمند در درجه دوم اهميت نسبت به پروسه- كه از ايده آغاز و تا كامل شده اثر ادامه دارد- قرار دارد. خودسري او تنها شايد نشانه ي خودخواهي و "ايگو"ي او باشد.
- لغاتي مانند " نقاشي" يا " مجسمه" دلالت به كل سنت* ميكند و در نتيجه تبعيت از سنت راايجاب مي كند و در نتيجه موجب ايجاد محدوديت بر روي هنرمندي مي شود كه بي ميل به ساختن هنريست كه از محدوديت ها فراتر رود
ادامه