موضوع مقاله: ريچارد سرا
(نوشته ايي بر سري كارهاي Torqued Ellipses)
نويسنده: لين كوك
مترجم: كتايون وزيري
چيزي كه منو به خودش جلب مي كنه،اين موقعيت براي همه ماست تا با ايجاد كردن فضاهايي كه چيزي به آن تجربه ايي كه از خودبودنمون داريم،اضافه و اهدا مي كند، چيزي متفاوت از آنچه هستيم بشويم.
ريچارد سرا
دل مشغولي هايي جوهرا سه بعدي و مجسمه ايي،ريچارد سرا را براي بيش از 30 سال به خود مشغول ساخته است،با آنكه در جواني در نيويورك اواخر دهه 60 ، كارهاي رقاصان هم عصرش،بيش از همه Yvonne Rainer بود كه او را به هيجان مي آورد. اين آثار رقص وي را برانگيخت تا در مورد امكان " ايجاد ارتباط بين حركت، ماده (متريال) و فضا" فكر كند. او توصيف مي كند كه اين آثار رقص بود كه به او اجازه داد " تا به مجسمه به صورت بازتري از يك شي ء مستقل و صرف بنگرد"...."به نظر من اين ايده كه بدن وجسم انسان از ميان فضا بگذرد و اينكه حركات بدن در حيطه آگاهي جسماني ما – كه در ارتباط با فضا،زمان،و مكان و حركت است – قابل پيش بيني باشد،بسيار جالب است"1. سفري به ژاپن در سال 1970 و ديدار وي از تعدادي باغ هاي ذن در كيوتو،باعث شيفتگي هر چه بيشتر وي براي كارها و آثاري شد كه تعريف شدنشان منوط به چگونگي و پروسه ي دريافت بيننده بود. او آنجا دريافت كه كار ديد و دريافت بصري،قابل كاهش به قاب كردن اثر هنري نيست،چراكه كوچ گر و گردش كننده است . دريافت بصري علاوه بر تصويرپيش رويش، به خاطرات گذشته ي فرد و قدرت پيش بيني وي در لحظه بعد نيز ارتباط دارد...ارتباط زمان، مكان، راه رفتن و نگاه كردن،به خصوص در طاقي ها و ميدان ها – همه با هم تنها نحوه ايي را كه مي تواني باغ هاي ژاپني را ببيني ،تشكيل مي دهند.2
سرا در سري كارهاي جديدش،Torqued Ellipses ،نيازهاي اين "بينايي" ي كوچگر را تعريف مي كند. او در اين سري از كارها جهت يابي و حركت بيننده را در مجسمه هايي بسيار تنگ ومحاط ،مورد اهميت قرار مي دهد و با اين كار اساسا مفهوم فضاي مجسمه ايي در مدرنيسم را به مبارزه مي طلبد. چرا كه در اين آثار فضا متداوما،به گونه ايي بسيار غير قابل پيش بيني و بي سابقه،تغيير جهت و حركت مي دهد ; در نتيجه با غير ثابت كردن و در عين حال جذاب كردن حس درك بيننده از حركت،باعث مي شود بيننده ناگهان خود را در حال كشف-در زماني بسط داده شده- بيابد.
"Torqued Ellipse VI" 1999. Installation at the Guggenheim Museum, Bilboa, Spain. Weatherproof steel, 13 feet 8 1/2 inches x 33 feet 5 1/2 inches x 19 feet 8 1/4 inches. Metropolitan Museum of Art, New York, Gift of Jerry Leiber, 1985. Photo by Dirk Reinartz, Buxterhude Courtesy Gagosian Gallery, New York
صفحه هايي پولادين،لوله شده،با ضخامت دو اينچ،با بيست تن سنگيني،به موازات يكديگر مي ايستند. اين بي محابايي،اين بيان مستقيم،كه از خصوصيات زيبايي شناسي كار وي است،كمك كوچكي در درك نو بودگي بنيادين و قدرت و هيبت تجربه ايي كه با گشت در اين بناهاي عظيم،حاصل مي آيد مي كند. همچنانكه اطلاع كافي از پروسه طولاني كه منجر به توليدشان شده نيز نمي دهد. بنا به گفته ي سرا،ايده ي اوليه اين سري كارهايش به طرز نفس گيري ساده بوده : حجمي بيضوي در نظر بگيريد و سپس آن را بگردانيد! بعد از سفري الهام بخش به كليساي Francesco Borromini's San Carlo alle Quattro Fontaneدر رم در اوايل 1990 م ،او به فكر ساخت چنين فضاهايي مي افتد. با وصل كردن دو قطعه چوب بيضوي كه به طور موازي از هم نگاه داشته مي شوند – اما توسط ميخ چوبي كه آنها را به هم وصل مي كند،به هم زاويه دارند- او "چرخ" ي به وجود مي اورد و با بريدن و پيچ دادن آن او يك قالب مرجع براي خود مي سازد. با تغيير دادن زاويه هايي كه منحني هاي بيضوي با يكديگر داشتند و يا با تعريف كردن نسبت اندازه ها يا با اضافه كردن عنصري مكمل به اين تركيب بندي،او به مرور در حدود 30 طرح براي مجسمه هاي عظيم الجثه اش تهيه مي كند. سپس با كمك برنامه هاي كامپيوتر،جايگيري ها و زاويه هاي دقيقي كه ورقه هاي پولادين بايد بر حسبش خم شوند را حساب مي كند تا اين ايده ها را به مرحله اجرا در آورد. ...براي اجراي فني كار،فقط دو دستگاه وجود داشت كه بتواند كارهاي او را بسازد.. آزمايشات فني زيادي انجام شد تا اولين كار او در اين زمينه پس از شش سال در سال1996م كامل شد...
....كارهاي او امضايش را كه وضوح،شفافيت،شدت و خشونت هستند را دارا مي باشند. در ردگيري و دنبال نمودن نماي خارجي مجسمه ها ( در اثري كه درانبار قطاري بي استفاده در Beacon است) فرد بازديد كننده دائما در مجاورت بسيار نزديك با پوسته هاي فولاد قرار دارد. واژگونه ي آنچه درست در حال رخ دادن در پاهاي بيننده است- مجاورت با فولاد- به نظر مي رسد در عين حال در اطراف سر بيننده هم رخ مي دهد كه موجب ايجاد عمل وعكس العمل هاي بسيار جسمي در فرد مي شود كه تنها با صرف نگاه كردن به كارهايش حاصل نمي ايد.. تنها در هنگام گام زدن در داخل مجسمه است كه بازديد كننده مي تواند توسط بدنش ِردپاي مجسمه و پلان از بالاي مجسمه را درك كند. پلان هايي كه به دليل عظيم بودن مجسمه ها، تنها با بازديد از بيرون مجسمه قابل درك نيستند. مجسمه ها هر كدام يك بيضي است و همگي شعاع يكساني دارند ; و اين بيضي ها هيچگاه هم رديف و موازي نيستند ; هميشه نسبت به هم زاويه دارند و اين منبع ساختاري و تركيب بندي براي اين تجربه هاي فضايي بي سابقه ايست كه اين اثار به بازديدكننده اهدا مي كند.
“ A Matter of Time” June 13, 2005.
Union of the Torus and the Sphere ( 2001م)- يكي از آخرين كارهاي او به اين تم است- فرم بسته ايست كه مفرطانه واژگون و واضحا خالي است و در نتيجه هنگامي كه بيننده، با آزادي، در اطراف مرزهاي اين فضاي منقبض شده گام مي زند- كه به خاطر جايگيري راحتش و در عين حال بي واسطگي مواجهه با آن توسط هنرمند انتخاب شده- دراو يك نوع سرگيجه به وجود مي آيد.متقابلا، سرا در Elevational Wedge (2001م) كه رشد يافته از همان سري كار قبلي او در اين سال است،بصورت نا محسوسي،نسبت هاي اتاقي كه مجسمه در آن قرار گرفته است را تغيير داده و با اين عمل،فرضيات بيننده از نسبت ارنباط سطح افق با زمين را در او مورد چالش قرار داده و با اين كار ترس ادراكي و مفهومي وي را تست كرده است. و در عين حال فرضيات عموميت يافته در ارتباط با ساختار محيط و ارتباط تماشاگر با ان را مورد بازسازي قرار داده است.
منبع: http://www.diacenter.org/exhibs_b/serra/essay.html
1- به نقل از مصاحبه لين كوك و Michael Goyan با سرا، در نمايشگاه سرا در سال 1997 م در Richard Serra: Torqued Ellipses (New York: Dia Center for the Arts, 1997)
2- Ibid, pp. 28–29
نظارت بر كپي نبودن مقالات بر عهده كاربران است. اما در صورتي كه مشخص شود متني كپي بوده است ، الف از ادامه همكاري معذور است.
كاربر عزيز ِ لطفا در صورت مشاهده متني كه اصل نمي باشد با ايميل و ارائه ادله ، آن را گزارش دهيد.
No comments yet.

